محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
717
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
و در نهايت خاطرنشان مىكنيم كه برخى از برادران ما در زندگى عاديشان رنج مىبرند ، بدون اينكه تكليفهاى اخلاقى آنها را بر اين رنج ناگزير كند و يا اينكه شرايط طبيعى عمومى آنها را وادار سازد . به راستى كمك به درماندگانى كه خداوند سبحان بهويژه در ماه رمضان توصيه فرموده و به عنوان يك تكليف صريح در دنبال روزهدارى ، اين كمك و يارى چيزى جز نتيجهء منطقى و محصول اين عبادت نمىباشد . و اين منافع هرچه باشد با اين طبيعت اخلاقى و يا آن منافع ديگر با طبيعت جسمى و يا فيزيولوژى در هر صورت از واضحات است ، در ديد ما كه رنج و مشقّت جسمى نشأت گرفته از محروميّت ( خوردن و آشاميدن و . . . ) از جمله اهداف شارع نيست ، اگرچه احيانا از اداى تكليف اخلاقى نشأت گرفته باشد ، زيراكه با نقشى كه دارد واجبات ديگرى را فرض مىنمايد . بلكه علىرغم اين رنج خوددارى و امساك طولانى كه خود از جنبهء مثبت يك عمل درونى است ، اراده بدان وسيله در برابر خواستههاى جسمانى مقاومت مىكند . و جنبهء مادّى در امساك و روزهدارى در تحمّل رنجها بيش از عمل ضدّ آن ، تجسّم مىيابد ؛ زيرا آن تنها بر عمل منفى محض بسنده مىكند و در اين صورت ممكن نيست كه آن را بهطور صريح تلاش ناميد . و همچنين مىتوانيم موضع قرآن را نسبت به مسئلهء رنج جسمى در اخلاق در دو كلمه خلاصه كرد ، « بنابراين ؛ لازم نيست كه ما از اين فداكارى و از خودگذشتگى با چارهانديشى انحرافى گفتوگو كنيم ، و نه از آن ، در وقتى كه ضمن يك واجب از واجبات بر ما فرض مىشود ، بگريزيم » . اين دو قضيّه به وضوح بيشتر خلاصه مىشوند ، موقعى كه با نگرش ژرفى بر كيفيّت تطبيق اين اصل قرآنى در آن راهحلّى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در مسائل مختلف مخصوصى مطرح كردند ، تأمّل و دقّت نماييم . و همينقدر ، در اين زمينه ما را بس است كه دو قضيهء متفاوت - كه از ديرزمانى علماى اخلاقى مسلمان دربارهء آنها اشكال كردهاند - بررسى نماييم ، با اين قصد كه برخى از جهات آنها را روشن سازيم : استقامت ، بخشش ، عزلت و معاشرت . [ بررسى سه مشكل ] 1 - استقامت و بخشندگى